سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از زمانی که بر صندلی وزارت تکیه زده است، دیدارهایی را با اهالی فرهنگ و هنر داشت که تازهترین دیدارش در آخرین روز هفته کتاب بود.
به گزارش جریان نو؛ سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از زمانی که بر صندلی وزارت تکیه زده است، دیدارهایی را با اهالی فرهنگ و هنر داشت که تازهترین دیدارش در آخرین روز هفته کتاب بود. نشستی که در آن نمایندگان حوزههای مختلف دغدغههایشان را گفتند؛ دربارهی معافیت مالیاتی ناشران و کتابفروشان و اینکه وحدت رویهای در حوزههای مختلف مالیاتی وجود ندارد، دربارهی کتابهای قاچاق، کپیکاری و در مورد ممیزی، مشکلات کاغذ، شفافیت در مورد یارانهی کاغذ و خیلی چیزهای دیگر صحبت شد.
آنها کارهایی که دولت باید در هر حوزه انجام دهد را بیان کردند. وزیر هم به حرفهایشان گوش کرد تا اینکه نوبت به سخنرانی خودش رسید. او صحبتهای نویدبخشی کرد؛ اینکه باید همدلی را به حداکثر برسانیم و بر مبنای منطق و ادب گفتوگو کنیم. او همچنین از موضوع همیشگیای که وزارت ارشاد با آن دست به گریبان است ـ یعنی ممیزی ـ سخن گفت و اذعان کرد، اینکه در ممیزی در چند دههی گذشته به یک روش کار کرده و الان آن روش را وحی منزل میدانند را درک نمیکند و گفت که باید ممیزی هم مثل خیلی چیزهای دیگر به تناسب تغییرات اجتماعی، فناورانه تغییر کند و در این زمینه باید پژوهشهایی انجام شود و تلاش کنیم اصلاحیه قانونی داشته باشیم.
اما یکی از نکاتی که وزیر ارشاد در این شب به آن اشاره کرد، مسئله سرانهی مطالعه بود؛ یکی از موضوعاتی که دغدغهی خیلیها بوده و هست. او گفت، موج سوم پیمایش نشان داده که دانشآموزان کتاب نمیخوانند اما وقتی خواست دقیقتر صحبت کند و به آمارها اشاره داشته باشد، از این کار اجتناب کرد؛ گرچه این آمار پیشتر بارها در رسانههای مختلف منتشر شده است، اما وزیر ترجیح داد با بیان دوبارهی آمار، این آش سرانهی پایین مطالعه را شورتر نکند.
براساس گفتههای وزیر ارشاد: «در موج سوم پیمایش، کسانی که کتاب درسی نمیخوانند، نسبت به موجهای قبلی تنزل قابل توجهی پیدا کردهاند . آمار اخیر سرانهی مطالعه که مبنی بر ارزشها و نگرشهای جدید بود، سرانه مطالعه را با ارقام بیشتری بیان میکرد که برایم بهگونهای مبهم بود. بحث سرانهی مطالعه دغدغهی همهی اهالی نشر و مسئولان کشور است و اهمیت خود را دارد.» همین حرفهای وزیر ارشاد باعث میشود که دوباره این زخم قدیمی پایینبودن سرانهی مطالعه در کشور سر باز کند و بخواهیم دوباره همان حرفها را تکرار کنیم.
آمارهای متناقض
اولین پیمایش ملی در ایران در سال ۱۳۵۳ صورت گرفت؛ در آن زمان سرانهی مطالعهی ایرانیان را دو دقیقه در روز اعلام کردند. بعد از انقلاب هم چند سازمان مختلف به بررسی آمار مطالعهی ایرانیان پرداختند؛ مثلاً در سال ۱۳۷۵ به سفارش سازمان ملی جوانان از سوی موسسه فرهنگی و هنری جهان کتاب پیمایشی دربارهی بررسی بهرهمندی جوانان از کتاب صورت گرفت که براساس نتایج این طرح ۷۶ درصد از جوانان، روزانه کمتر از ۳۰ دقیقه مطالعه میکردند و درمجموع افراد بین ۱۵ تا ۲۹ سال، حدود ۱۵ دقیقه در روز مطالعه میکردند.
این ۱۵ دقیقه مطالعه در روز رقمی بود که سالها به آن استناد میشد تا اینکه پیمایش فعالیت و مصرف کالاهای فرهنگی در بخش شهری و روستایی صورت گرفت. این طرح که از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۱۳۷۸ صورت گرفت، نشان داد که سرانهی مطالعهی ایرانیها هفت دقیقه در روز است.
سازمان اسناد و کتابخانهی ملی ایران هم در سال ۱۳۸۷ آماری از میزان سرانهی مطالعهی ایرانیها منتشر کرد که بدون کتابهای درسی، دو دقیقه مطالعه در روز بود و علیاکبر اشعری، رئیس آن زمان کتابخانه ملی، هرجا که مینشست به این آمار فاجعهبار اشاره میکرد و مسئولان دستوپا میزدند که این آمار را جعلی بخوانند. اما در این میان شورای فرهنگ عمومی کشور با همکاری نهاد کتابخانههای عمومی، پنج سال متوالی میزان سرانهی مطالعه در ایران را سنجش کردند و به این آمار رسیدند: ایرانیها در سال ۱۳۸۷ حدود ۷۰ دقیقه و در سال ۱۳۸۸ حدود ۷۶ دقیقه مطالعه داشتند.
پیمایش دیگری در سال ۱۳۹۴ سرانهی مطالعه ایرانیها را ۳۲ دقیقه اعلام کرد و شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۹۶ طرح رصد فرهنگ رفتاری خانوادهی ایرانی را اجرا کرد و براساس نتایج اعلام کرد که ۵۸ درصد افراد ۱۵ ساله و بیشتر باسواد، طی سال قبل آمارگیری مطالعهی غیردرسی داشتهاند اما به دقایق مطالعه اشارهای نداشت. اما موج سوم پیمایش ملی مصرف کالاهای فرهنگی در ایران توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در سال ۱۳۹۸ اجرا شد.
جمعیت آماری این پژوهش، شامل تمام افراد ۱۵ سال بهبالای ساکن شهر و روستاهای کشور بوده است. میانگین مطالعهی کتاب در جمعیت نمونه ۱/۵ ساعت در هفته و برای کسانی که اهل مطالعه کتاب هستند، ۳/۷ ساعت در هفته است. با این حساب میانگین مطالعه برای جمعیت نمونه، چندصدم ثانیه بیشتر از ۱۲ دقیقه در روز است یا همانطور که وزیر ارشاد گفته، ۱۳ دقیقه در روز.
در همین پیمایش ۴۶ درصد مخاطبان در پاسخ به این سوال که آیا بهطورکلی کتاب میخوانید یا نه؟ پاسخ مثبت داده بودند. همانطور که میبینید هیچکدام از طرحها و پیمایشهای صورتگرفته برای درآوردن میزان مطالعهی ایرانیها نتایجی حتی نزدیک به هم نداشتهاند؛ دو دقیقه در سال، ۱۵دقیقه در ماه یا هشت ساعت در ماه، آمارهایی است که درمورد مطالعه در ایران، بین اقشار مختلف بیان میشود و مدام این کلاف درآوردن عدد دقیق سرانهی مطالعهی ایرانیها پیچیدهتر میشود.
علت کجاست؟
در سالهای اخیر شاید بتوان پایین بودن سرانهی مطالعه را به گرانبودن کتاب نسبت داد که مثل هر کالای دیگر روزبهروز گرانتر میشود. یک مقایسه ساده بین قیمت کتاب در سال جاری با سال گذشته این موضوع را بیش از پیش روشن میکند. میانگین قمیت کتاب در مهرماه امسال به ۱۹۵ هزار تومان رسید که این رقم در سال گذشته ۱۲۴ هزار تومان بود که با این حساب شاهد رشد ۷۱ هزار تومانی قیمت کتاب هستیم.
دلیل دیگر پایین بودن سرانهی مطالعه را فراگیری شبکههای مجازی میدانند، درحالیکه ما برای سرانهی مطالعه ۱۳ دقیقه در روز را داریم. آمار سرانهی استفاده از شبکههای اجتماعی تقریباً چهار برابر سرانهی مطالعه است، یعنی هر ایرانی بالای ۱۵ سال روزانه یکساعت وقتش را در شبکههای اجتماعی میگذراند.
یک قیاس ساده
درحالیکه آمار سرانهی مطالعه پایین خبر از کتاب نخواندن ایرانیها میدهد، بسیاری بر این باورند که سرانهی مطالعه در ایران پایین نیست و برای اثبات حرفهایشان به لحاظ کردن مطالعه کتابهای الکترونیک و مطالعه در فضای مجازی اشاره میکنند. مثلاً به اپلیکیشنهای کتاب الکترونیک اشاره میکنند که براساس آمار مثلاً فیدیبو میانگین مطالعهی کاربرانش هشت ساعت در روز ثبت شده است. اما این آمار مربوط به کسانی است که قشر کتابخوان محسوب میشوند و نمیتواند سرانهی مطالعهی کل جمعیت ایران را نشان دهد.
این دسته همچنین میگویند که معیار سنجش سرانهی مطالعه در کشور ما با کشورهای دیگر فرق دارد و ما آمار خالص مطالعه را ارائه میدهیم. با تمام این حرفها، طبق آخرین آماری که از سرانه مطالعه در جهان وجود دارد، کشور هند با سرانهی مطالعه ۱۰ ساعت و ۴۲ دقیقه در هفته، رتبه اول کشورهای دارای میانگین بالای مطالعه را دارد، در انتهای این فهرست نیز کشور کره با ۳ ساعت و ۶ دقیقه میانگین مطالعه در هفته قرار گرفته است، حتی آخرین کشور این فهرست هم میانگیناش از کشور ما بالاتر است. کافی است ۱۳را در هفت ضرب کنیم، میشود کمی بیش از ۹۰ دقیقه!
با توجه به آنچه گفته شد،حرفهای اخیر وزیر ارشادی که چند هفتهای است سر کار آمده، امیدبخش است. او از تشکیل شورای همافزایی وزارتخانههای فرهنگی کشور خبر داده و اعلام کرده که تفاهمنامهای با وزارت آموزشوپرورش، وزارت علوم، وزارت ورزش و جوانان و وزارت میراث فرهنگی امضاء شده است، شاید این اقدام بتواند کورسوی امیدی برای معضل سرانه پایین مطالعه در کشور باشد./هم میهن

