قابی که باید تکرار شود!

امروز نوبت تکرار آن «قاب وفاق» است. مکانش مهم نیست. انجامش مهم هست. البته اگر می شد این اتفاق در....

قاب

امروز نوبت تکرار آن «قاب وفاق» است. مکانش مهم نیست. انجامش مهم هست. البته اگر می شد این اتفاق در نماز وفاق رهبری رخ می داد که چه بهتر، ولی نشد، اما اصل انجامش، نباید موکول به وقت دیگری بشود، چون وقت انجامش همین امروز است!.

به گزارش جریان نو؛ محمد محمودی ، فعال رسانه‌ای در یادداشتی اختصاصی نوشت:

۱- هفتمین سالگرد ارتحال هاشمی در دی ماه سال گذشته در حالی برگزار شد که «ایرانِ عزیز» در فقدان وفاق ملی، بشدت اندوهگین بود. در آن ایام، خط تفرقه در کشور، آنچنان بیداد می کرد که ادبیات «مملکت فقط مال حزب الهی هاست» و «هر کسی دوست ندارد، جمع کند برود!»، سکه ی رایج چشم انداز و افقِ رسانه ملی شده بود.

در چنین فضایی بود که ناگهان یک «قاب وفاق» در مراسمی به «نام هاشمی»، درخشید. قابی که هیچکس منتظرش نبود و حتی عکاسان را هم، غافلگیر کرد. همنشینی عیان و بی سابقه «سید حسن خمینی،خاتمی، ناطق نوری و روحانی» در کنار حضور پر رنگ بزرگانی نظیر محمد هاشمی، کمال خرازی، اسحاق جهانگیری، علی جنتی، محمدجواد ظریف، محمد رضا عارف، محمد رضا باهنر، عبدالناصر همتی، غلامحسین کرباسچی، محمود واعظی و ….. بسیاری از شخصیت‌های برجسته در حوزه های مختلف، «مجلس عزای هاشمی» را به جلسه «مجمع عقلای کشور» تبدیل کرده بود.

اینکه بعد از آن «قابِ عیانِ وفاق» چه اتفاقاتی در کشور گذشت که هنوز به هشتمین سالگرد ارتحال هاشمی نرسیده، شاهد روی کار آمدن دولت وفاق ملی هستیم، توضیحاتی می طلبد که از عهده این قلم خارج است ولی هر چه بود آن قاب وفاق در مراسم هاشمی، کار خودش را کرد.

۲- امروز نوبت تکرار آن «قاب وفاق» است. مکانش مهم نیست. انجامش مهم هست. البته اگر می شد این اتفاق در نماز وفاق رهبری رخ می داد که چه بهتر، ولی نشد، اما اصل انجامش، نباید موکول به وقت دیگری بشود، چون وقت انجامش همین امروز است!.

امروز نظام و دولت و سایر قوا در یک مسیر مشترک و دشوار، به یک تدبیر جمعی رسیدند و فرآتر از شتاب زدگی های تندروها، ترکیبی از اقدامات نظامی و دیپلماتیک را برای مهار «خون آشامِ اورشلیم» به پیش می برند. هر چند «سازهای ناکوک رسانه ای» در داخل و خارج کشور، کم نداریم، ولی نماز وفاق رهبری به صراحت اعلام کرد مسیر مبارزه گفتمانیِ در مقابله با اسرائیل در کنار حفظ اقتدار نظامی، باز است. ابعاد این موضوع را در یادداشت «نماز وفاق» شرح کوتاهی دادم ولی این مقال در واقع بخش تکمیلی همان یادداشت است که با هدف پاسخ به این سوال نوشته شده که چرا باید قاب وفاق بزرگان در «مراسم هاشمی»، اینبار باید در مقابل تهدیدات اسرائیل تکرار شود؟.

۳- در پاسخ به ضرورت تکرار قاب وفاق، به ذکر یک نکته کفایت می کنم که اگر در دی ماه ۱۴۰۲ همنشینی بی سابقه «سید حسن خمینی،خاتمی، ناطق نوری و روحانی» به جهت ابراز نگرانی درباره «فردای ایران عزیز»، آنهم در مقابل هجوم کم سابقه تندروها برای قبضه کردن ارکان کشور بود، امروز نگرانی بسیار بزرگتری درباره فردای ایران عزیز، از سمت یک فرقه تبهکار، بی مهار و انسان سوز وجود دارد که به هیچ‌ قانون و مرامی در جنگ و صلح پایبند نیست!.

۴- با این تفاسیر امروز جمهوری اسلامی باید «صد خود» را مقابل اسرائیل بگذارد. پس «قابی که باید تکرار شود» را باید از این منظر دید تا فهمید که انجامش، نه تنها یک حرکت شخصی و جناحی نیست، بلکه یک «نیاز ملی» است. نیازی از جنس نشان دادن «وفاق ملی» توسط بزرگان کشور، که اگر اجابت شود، علاوه بر ایجاد یک «دلگرمی ملی» در سطوح مختلف اجتماعی، موجب تقویت دولت وفاق ملی و شخص رئیس جمهور هم می شود تا وی نه تنها احساس تنهایی نکند، بلکه از همراهی اجرایی بزرگان نظام هم بصورت عملیاتی، بهره مند شود.

شخصیتهایی نظیر سید حسن خمینی، خاتمی، ناطق نوری، روحانی، محمد هاشمی، اسحاق جهانگیری، علی جنتی، محمد رضا باهنر و ….. می توانند از اعتبار و تجارب کم نظیر خود برای تحکیم وفاق داخلی و تقویت ارتباطات منطقه ای و بین المللی در مقابل «دشمن واحد»- استفاده کرده و با انجام سفرهای هدفمند و ویژه، به تامین اهداف داخلی و خارجی دولت وفاق ملی، سرعت و استحکام بیشتری ببخشند.

برای آنکه عمق این پیشنهاد را بهتر تصور کنید، فعلا فقط به ذکر این مثال بسنده می کنم که اگر احمدی نژاد، «مرکز گفتگوی تمدنها» را در قلب تهران، از صفحه روزگار محو نکرده بود، شاید امروز یکی از سلاح های بسیار موثر جمهوری اسلامی در جنگ ترکیبی با اسرائیل، همان مرکز گفتگوی تمدنها و نماد شخصیتی آن، در ایران و جهان بود. پر واضح است که وقتی نتانیاهو در سخنرانی خود در صحن سازمان ملل- به دروغ- از حضرت موسی(ع) نام می برد، در واقع جهان را با یک نسل کشی دینی روبرو ساخته است، احیای نظریه گفتگوی تمدنها با اتکا به گفتگوی ادیان می تواند به عنوان قدرت نرمِ مسیحیت و اسلام، نقش نجات بخش خود را در این زمینه ایفا نماید.

مثال از این شتابدهنده های سیاسی و اجتماعی و مذهبی در جمهوری اسلامی در ابعاد مختلف، فراوان است که می تواند قوام بخش اقتدار نظامی کشور باشد، البته بستگی به این دارد که همه بخواهیم و بپذیریم که باید «صدِ» خود را مقابل اسرائیل بگذاریم، مسیری که جز با عبور متقابل از گذشته ها، برای حفظ فردای ایران در مقابل «دشمن واحد»، ممکن نیست.

لینک کوتاه خبر:

http://jaryaneno.ir/?p=51929

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

  • تازه ها
  • داغ ترین ها
www.novin.com

تصویر روز:

دیدنی ها

لینک‌های مفید