آنچه امروز بر بیلبوردهای شهری تهران به نام کمپین «صرفهجویی در مصرف آب» دیده میشود، نه فقط نمونهای ضعیف از پیامرسانی عمومی، بلکه مصداقی روشن از سوءتفاهم نهادهای حاکمیتی درباره احترام به شعور مخاطب است.
به گزارش جریان نو، اینها دقیقاً جملاتیاند که روی بیلبوردهای شهری نصب شدهاند، با تصاویری مضطرب از شهروندانی که در حال دوش گرفتن یا آب دادن به باغچه هستند.نه خلاقیتی در کار است، نه دعوتی، نه مشارکتی؛ فقط یک چیز هست: سرزنش مستقیم، لحنی تحقیرآمیز، و ارتباطی از بالا به پایین.
آیا واقعاً تصور شما از فرهنگسازی، این است که با لحنی شبیه به داد زدن در کوچه، مردم را متهم کنید؟
آیا فکر میکنید شهروندان نیاز دارند کسی با چشمهای گرد، آنها را تهدید کند که «حق ندارند ۱۰ دقیقه بیشتر زیر دوش بمانند»؟
اگر این است برداشت شما از آموزش و اصلاح الگوهای مصرف، باید گفت: شما نه زبان جامعه را میشناسید، نه شأن مخاطب را.
واژهی «لطفاً» در این بیلبوردها، دقیقاً همانقدر که یک برچسب «لبخند بزن!» روی صورت عصبانی کارکرد دارد، بیمعنا و توهینآمیز است.
در عصر ارتباطات، مردم دیگر به سادهترین زبانِ تحقیر واکنش نشان نمیدهند؛ بلکه در برابر آن گارد میگیرند. تبلیغ مؤثر، از احترام شروع میشود و با حس همدلی ادامه پیدا میکند، نه با ترساندن، تحقیر کردن یا مقصر جلوه دادن مخاطب.
مردم ایران، بیش از هر زمان دیگری از کمآبی آگاهاند. آنها در همین تابستانهای گرم، تجربهی قطع آب، افت فشار، و خشکی زمین را لمس کردهاند. پس اگر پیامرسانی درست انجام نشود، نهتنها مشکلی حل نخواهد شد، بلکه نهاد برگزارکننده را نیز بیاعتبارتر خواهد کرد.
فرهنگسازی بدون احترام به شعور مردم، فقط نوعی عوامفریبی با ظاهر مسئولیتپذیر است.
منبع: چندثانیه

