ایرانِ عزیز با چنین عاشقانی از هر کسوت و سلیقهای در مسیرِ حقطلبی و خداجویی معنا مییابد
به گزارش جریان نو، علی رفسنجانی، فعال رسانهای در یادداشتی در چندثانیه نوشت:
استاد محمود فرشچیان، نابغه نگارگریِ ایران، امروز به دیارِ باقی شتافت؛ هنرمندیکه آثارش از شرق تا غرب جهان مورد تحسین قرار گرفت و او را تبدیل به چهرهای دوستداشتنی برای عاشقانِ هنر کرد.
یکی از ویژگیهای ماندگارِ استاد فرشچیان، البته ارادتِ بیریای او به خاندان مطهر پیامبر(ص) بود؛ خالق تابلوی معروف «عصر عاشورا» نه در خلق این اثر و نه سایر آثار ازجمله طراحی ضریحِ منوّر امام رضا(ع) هیچ دستمزد و هدیهای را نپذیرفت.
مرحوم فرشچیان درباره آثاری که از سرِ اعتقاد و دل انجام میداد، گفته بود:«کارِ اعتقادی قابل فروش نیست؛ بلکه ما باید چیزی هم ببخشیم، چرا که حضرت بر ما منّت گذاشته و اجازه داده خدمتگزار باشیم.» این کلام، نشانهی ایمانِ قلبی است، نه معاملهگری.
در تاریخِ معاصر ایران، چهرههای مطرحی در بین جوانان وجود داشتند که پای اعتقاد، نهتنها دنبالِ حسابوکتاب نبودند بلکه جان و زندگیشان را نذرِ اهلبیت(ع) کردند؛ همانند سیّدجواد ذاکر، مداح محبوبی که برخلافِ بسیاری اهلِ نرخگذاری و حتّی صله هم نبود و میگفت:«ما که تجارت نمیکنیم با اسمِ اهلبیت(ع)؛ ما عشق میکنیم.»
فرشچیان و ذاکر، شاید دو چهره از دو نسلِ متفاوت بوده و فاصله عمیقی در سبک بیانِ ارادت داشتند اما هر دو به یک اصل پایبند بودند؛ خدمتگزاری در این آستان، جای نرخگذاری و فرصتطلبی نیست!
حرم امام رضا(ع) قرنهاست در ایران نمادِ پیوندِ ملیت و معنویت است، نه ارمغانِ هیچ سیاست و حکمرانی؛ و این پیوند در فطرتِ همهی ایرانیان جای دارد و متعلق به همهی اقشارِ جامعه است.
خادمان واقعیِ این بارگاه، خالصانه هرآنچه داشتهاند تقدیم کردهاند؛ یکی هنر و قلم، دیگری صدا و جان. هیچکدام دنبالِ نام و نان نبودند و هرگز خود را به قیمتِ معاملات و پاداشهای بیارزش نفروختند.
ایرانِ عزیز با چنین عاشقانی از هر کسوت و سلیقهای در مسیرِ حقطلبی و خداجویی معنا مییابد؛ جاییکه ایمان و عشق به اهلبیت(ع)، نه دستاویزِ سیاسی و شعارِ حکومتی، که بخشی از فرهنگ ملّی و هویتِ انسانیِ ما ایرانیهاست.

